الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
267
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
سپس دو نفر از شيوخ مسلمانان « طلحه » و « زبير » را به قتل رساندى در حالى كه آنها ( به زعم تو ) جزء عشرهء مبشره بودند ( ده نفرى كه بشارت بهشت به آنها داده شده بود ) به علاوه امالمؤمنين عايشه را با خوارى تبعيد كردى . سپس دارالهجره ( مدينهء پيغمبر ) را كه بهترين جايگاه بود رها ساختى و از حرمين شريفين دور شدى و به زندگى در كوفه راضى گشتى و پيش از اين نيز بر دو خليفهء پيغمبر عيب مىگرفتى و حاضر نبودى با آنها بيعت كنى و حكومت امروز تو مشكلى از مسلمانان را حل نمىكند و من تصميم دارم با جمعى از مهاجران و انصار با شمشيرهاى كشيده بهسوى تو آيم . قاتلان عثمان را به من بسپار و خود را رهايى بخش . « 1 » اين نامه كه مملوّ از تعبيرات زشت و دشنامها و توهينهاى بىشرمانهاى است كه ما از ذكر آن خوددارى كردهايم و مملوّ از دروغها و تهمتهاى نارواست سبب شد كه امام نامهء مورد بحث را در پاسخ او مرقوم دارد و به دروغها و تهمتهاى معاويه پاسخ گويد كه در شرح نامه يكى بعد از ديگرى خواهد آمد . امام عليه السلام در آغاز مىفرمايد : « اما بعد از حمد و ثناى الهى همانگونه كه گفتهاى ما و شما با هم الفت و اجتماع داشتيم ؛ ولى در گذشته آنچه ميان ما و شما جدايى افكند اين بود كه ما ايمان ( به خدا و پيغمبرش ) آورديم و شما بر كفر خود باقى مانديد و امروز هم ما در راه راست گام بر مىداريم و شما منحرف شدهايد » ؛ ( أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنَّا كُنَّا نَحْنُ وَأَنْتُمْ عَلَى مَا ذَكَرْتَ مِنَ الْأُلْفَةِ وَالْجَمَاعَةِ ، فَفَرَّقَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَمْسِ أَنَّا آمَنَّا وَكَفَرْتُمْ ، وَالْيَوْمَ أَنَّا اسْتَقَمْنَا وَفُتِنْتُمْ « 2 » ) . آنگاه امام عليه السلام مىافزايد : « آنها كه از گروه شما مسلمان شدند از روى ميل نبود
--> ( 1 ) . اين نامه را ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغهء خود ، ج 17 ، ص 251 آورده است ( 2 ) . « فُتِنْتُم » از ريشهء « فتنه » است كه معانى متعددى دارد از جمله : آزمايش و امتحان ، فريب دادن ، بلا و عذاب ، سوختن در آتش ، ضلالت و گمراهى و شرك و بتپرستى است و در اينجا دو معناى اخير مراد است